نام این روستا و علت 3 بانده بودنش را بگویید لطفا

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلإیمانُ نِصفانِ : نِصفٌ شُكرٌ و نِصفٌ صَبرٌ ؛
ایمان ، دو نیمه است : نیمى از آن شكرگزارى و نیمِ دیگر شكیبایى است .
تحف العقول ، ص 48
در مراسمی محمد نوری شیرازی به عنوان دادستان عمومی و انقلاب این شهرستان معرفی و از خدمات حسین مهاجری دادستان سابق شهرستان طارم قدردانی کرد.
همچنین در این مراسم، ابوالفضل طاهری به عنوان رییس جدید رییس جدید دادگاه عمومی چورزق معرفی و از خدمات علی توکلی تقدیر شد.
در این حادثه 3 نفر مجروح شدند که یک نفر از آنان در بیمارستان جان خود را از دست داد.
جاده صعب العبور و کوهستانی زنجان – طارم زمینه ساز حوادث و سوانح رانندگی زیادی است.
قرار است جاده جدیدالاحداث تهم – چورزق سوم خرداد افتتاح و جایگرین جاده فعلی زنجان - طارم شود.

شهید ساجدین محمدی
نام پدر :صدقعلی
تاریخ تولد :1326
محل سکونت :شهر آب بر
محل شهادت:مریوان
شهید بزرگوار ساجدین محمدی ،شهیدی که دوستش دارم وعلاقه قلبی فراوان به ایشان باعث بسیاری از اتفاقات در زندگی من شده است.
برای زیارت این عزیز به مزار شهدای آب بر می توانید بیایید.ایشان بنا بر اطلاعاتی که دارم اولین شهید آب بر نیز هستند،شهیدی که علاوه بر هنر شهادت گویا هنر نمایی های دیگری همچون مداحی و تعزیه خوانی نیز می کردند که همین تمارین هنر ایشان را تبدیل به هنرمند واقعی کرده است.
پ.ن:
1.همشهریانی که اطلاعات بیشتری از این شهید بزرگوار دارند در نظرات بفرمایند تا به اطلاع عموم برسد.
2.برای شادی شهید دوس داشتنی شهرمان صلوات
26 خرداد 1342 مجاهدان مؤتلفه اسلامی اعدام شدند
و 20 خرداد 1349 آیت ا... سعیدی به دلیل مواضع ضد استعماری توسط عمال رژیم پهلوی به شهادت رسید.
حوادث خرداد بسیار است. از درگذشت دو چهره شاخص انقلاب یعنی دکتر علی شریعتی در 29 خرداد 1356 و دکتر مصطفی چمران در 30 خرداد 1360.
با توجه رسیدن آلودگی ها وریزگرد ها به شهرستان ما نکته بهداشتی را خدمتتان عرض می کنیم که
یک فوق تخصص آسم و آلرژی با اشاره به تشدید آلودگی ریزگردها در تهران به مصرف ویتامین C توصیه کرد و گفت: افراد باید از تردد غیرضروری در شهر خودداری کند و در این ایام بینی و حلق خود با آب نمک بشویند.
به گزارش فارس، هدایت اکبری با اشاره به تشدید آلودگی ریزگردها در تهران و برخی شهرهای کشور اظهار داشت: افراد در این مواقع حتیالمقدور از ترددهای غیرضروری خودداری کنند و در این زمینه بیماران تنفسی از جمله آسمیها و بیماران ریوی و نارسایی تنفسی باید مراقبتهای بیشتری را انجام دهند.
خسرو معتضد در یادداشتی در روزنامه قدس نوشت:نبود تفریحات و سرگرمی ها در کشور سبب می شود یک مجری زن برنامه های کودک تلویزیون که تنها هنر او این است که صدایش را ریز و زیر و میو میو می کند و من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام و حتی یک دستور درست و حسابی به کودکان نمی دهد که مثلاً دست خود را پس از رفتن به آبریزگاه بشویید یا دهانتان را پس از غذا خوردن یا هنگام صبح مسواک بزنید.
وقتی به خرمدره می رود «شو» اجرا کند برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!
...من وقتی شرح حال کودکان مقتول و مصدوم را خواندم مرتعش شدم. نوگلان زیبا و نوشکفته و دوست داشتنی که در سراسر جهان مورد علاقه و احترام مردم اند در اینجا یا مورد آزارهای سادیستی قرار می گیرند یا خاله شادونه که من نمی دانم ایشان چه هنری جز نازک کردن صدای خود دارد و وقتی به ولایتی می رود که در آنجا هیچ وسیله سرگرمی و تفریح و تفرجی برای کودکان وجود ندارد و با به جا گذاشتن چندین قربانی که من مطمئن هستم نفرین آنان و مادرهایشان دامان عوامل این حادثه را خواهد گرفت.
مگر زبان این خانم که می گوید و در مقام دفاع از خود دلیل می آورد که پس از پایان برنامه این حادثه رخ داد لال بود که قبل از آنکه تشریفش را ببرد با همان شیرین زبانی و صدای نازک خود (گویا از فرصتی که تلویزیون در اختیارش گذاشته حسن استفاده می کند، تور ایرانگردی گذاشته. قرار است شهر به شهر ایران برود و...) آری با همان شیرین زبانی خود که به نظر من بسیار بی مزه است و تکراری و به سن و سال ایشان هم نمی خورد، به بچه ها می گفت: «نازنینان من، سرجایتان بمانید و یکی یکی از سالن خارج شوید.» یا به متصدیان سالن دستور می داد همه درهای سالن را باز کنید و مراقبت نمایید بچه ها به مادرهایشان ملحق شوند. خیر این کار را نکردند، چون عجله داشتند زودتر به گروه بپیوندند و حق و حقوق بابت شو و شیرین زبانی را مطالبه کنند. واقعاً که این پول لعنتی، چه ها که نمی کند.
...من از این خانم و نیز مدیر برگزاری این مراسم می پرسم: ناخدای هر کشتی وظیفه وجدانی دارد هر گاه کشتی در آستانه غرق شدن قرار گرفت تا تخلیه تمام نفرها در کشتی بماند. شما که به نامتان 4000 موجود مظلوم و بی گناه را گردآوردند و با اداره بد سالن باعث مرگ آنان شدند زبانتان مشکلی داشت؟ چرا به بچه ها تذکر ندادید، آرام و بانظم سالن را ترک کنند و به مادران خود ملحق شوند؟

ماجرایی که قصد صحبت درباره آن را دارم تقریبا همگان می دانند،لذا نمی خواهم دوباره اذهان عمومی را مشغول کنم.
می خواهم نکته ای خدمتتان عرض کنم و ان اینکه :
مبصری که برای کلاس انتخاب می شود حتی اگر
بد اخلاق باشد،معدل نمرات کمی هم داشته باشد ،عامل نظم در کلاس است ،و حتما
تایید خواهید کرد که همگان باید مطیع او باشند چرا که اگر یکی از دانش اموزان به
حکم اینکه شاگرد اول کلاس است و معدل بلاتری دارد
یکی دیگر به خاطر نیروی بدنی و اینکه بیرون از کلاس می تواند حال مبصر رابگیرد به حرف او گوش ندهند و نظم عمومی کلاس را بر هم زنند و همین طور خود معلم هم بر گزارشات وبعبارتی بد های کلاس عکس العملی نشان ندهد دیگر این کلاس به هیچ وجه قابل کنترل با این مبصر نخواهد بود.
حالا چگونه انتظار داریم قانون را هرکسی به خاطر شخصیت و موقعیت ی که دارد رعایت نکند وبه حرف مبصر جامعه گوش ندهد.
همه می دانیم در بد ترین حالت ،قانون بد بهتر از بی قانونیست و البته مجری بد بهتر از نبود مجری برای قانون.
و از آنجایی که هر عملی ،عکس العملی دارد به نظر نمی رسد پلیس از روی قصد قبلی با کسی به مشکل بر بخورد چرا که عمل ناشایست و موضع گیری دربرابر درخواست پلیس موجبات این برخورد را فراهم می کند.توهین به هر کسی در هر جایگاهی می تواند او را ناخودآگاه به عکس العمل وادارد بخصوص اینکه طرف نماینده عموم باشی.
کار غیر قانونی هر چند کوچک باشد فی نفسه بد است خواه تقلب در امتحانات میان ترم باشد خواه پایان ترم و یا چند متر دنده عقب عکس جریان،در هر حال کسی که مرتکب این بی قانونی است باید کار خلاف خود را قبول کند.
این که ما از مبصر کلاس دلگیریم بخاطر اینکه در روز های قبل اسم ما را به علت بر هم زدن نظم کلاس در جمع بد های کلاس نوشته است و قصد داشتیم در جایی حالی از او بگیریم و الان آب را گل آلود می بینم و قصد داریم ماهی از این آب بگیریم دلیلی برای بد جلوه دادن مجری قانون نمی شود.
بیایید دق دلی خودمان را از مشکلاتی که قبلا داشته ایم (با هر کسی و هر چیزی )در این موضوع خالی نکنیم و بیشتر از این وجهه شاگرد اول جامعه(معلمین بزرگوار) را خراب نکنیم .
فکر می کنم درسی که امروز از این کار و اتفاق گرفته ایم باعث شود برای همیشه قانون را رعایت کنیم و به مجری قانون احترام بگذاریم.
البته سعی می کنیم عدم رعایت قانون را از قشری که مدام جامعه را به رعایت قانون دعوت می کند ندید بگیریم





